![]() |
![]() |
|
|
سلام عزیزدلم الان که دارم مینویسم تو پیشم نیستی، جمعه شبه و تو رو چند دقیقه پیش رسوندم خونه. دیروز پنجشنبه باهم رفتیم بازار. یه لباس خریدیم و بعدش هم رفتیم یه رستوران غذاهای هندی و چینی. غذاهاش بد نبود. یک ساعتو نیمی اونجا بودیم. روز قبلش بابا بهت یه متلک گفته بود که تو ناراحت شده بودی. می خواستم از دلت قشنگت درش بیارم. روزای بدی رو دارم می گذرونم. بحران مالی شرکت رو فرا گرفته و صاحب ملکمون هم می خواد از اونجا بریم.انشاالله بخیر میگذره. باید تحمل کرد. راستی امروز ماچامو میشمردم شاید به 545 تا رسید. و تو هم که دست از قلقلک من برنمیداری.
نازنین مرجان عزیزم هروقت که اینو می خونی بدون دوست دارم و همیشه به یادتم.
فدای تو.
شبت نازت بخیر.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم دی 1389ساعت 23:57 توسط NAZANINMARJAN |
|
|
عزیزم سلام
دلم برات تنگ شده، من دو روز دیگه اولین امتحانمه ولی تو پیشم نیستی اما مدام بهم زنگ میزنی ، حالمو میپرسی و از پیشرفت درسام میپرسی. ممنونم از این همه توجه و همراهیت. دوست دارم عزیزم. دلم فرش زیر پات. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 22:17 توسط NAZANINMARJAN |
|
|
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد. پنجمین ماهگرد آغاز عشقمون و اولین ماهگرد ازدواجمون مبارک همسر عزیزم هروقت که اینو میخونی بدون دوست دارم. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آذر 1389ساعت 0:1 توسط NAZANINMARJAN |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
دی 1389 آذر 1389 |
|
RSS
|